در ادامه بخش نخستین ترجمه ي روان "مقدمات كتاب كفاية المسائل"، بخش دومين را تقديم مي كنم. براي استفاده بيشتر، مطابقت ترجمه با متن كتاب راهگشا است.

المقدمة الرابعة (مقدمه چهارم):

عبارت هایی از علمای متقدمین در صحت احادیث: شیخ حر عاملی (رحمه الله) در خاتمه ی کتاب "هدایة الامة" عبارت هایی از دوازده عالم بزرگوار ذکر می کند که بعد از ذکر نام های ایشان و نام کتاب هایی که آن عبارت ها در آن ها است، کلیات سخنانشان را بیان می کنیم:

1. محمد بن علی بن حسین بابویه (شیخ صدوق)؛(در كتابِ: من لا یحضره الفقیه)
2. محمد بن یعقوب کلینی (در كتاب: الکافی).
3. ابوجعفر محمد بن حسن طوسی (در كتاب: العدّه،الاستبصار).
4. بهاء الدین محمد عاملی(شیخ بهائی)؛(مشرق الشمسین،الوجیزه).
5. جعفر بن حسن بن سعید (المعتبر،االاصول).
6. محمد بن ادریس حلی (علامه حلی)؛ (آخر السرائر).
7. علی بن حسین موسوی (سید مرتضی، علم الهدی)؛ (نقل از  كتاب: المعالم).
8. شیخ حسن بن شیخ زین الدین (فرزند شهید ثانی)؛ (المعالم).
9. محمد بن مکی عاملی (الذکری).
10. شیخ زین الدین (شهید ثانی)؛ (شرح الدرایة، المنتقی).
11. طبرسی (الاحتجاج).
12. شیخ مفید (الارشاد). 

کلیات سخنان این بزرگواران چنین است:
1. قبول خبر از ثقه صحیح است چنانکه در حدیث فرمودند: خذوا بما رووا.
2. علمای پیشین، در علم و تقوای ایشان و در سخنان ایشان شکی نیست.
3. اخبارکتاب های معتمده، یا به صورت تواتر است و یا محفوف در قرینه ها و عمل به هر دو قسم صحیح است.
4. تقسیمات حدیث، در گذشته نبوده. و در آن زمان احادیث صحیح به احادیثی اطلاق می شده است که قابل اعتماد بوده و یا قرینه هایی دال ّ بر صحت آن ها وجود داشته است.
5. از جمله ی آن قرینه ها، ذکر شدن آن حدیث در بسیاری از اصول چهارصدگانه، تکرار آن در یک اصل دو اصل و یا بیشتر، ذکر شدن آن در اصل مشهوری، ذکر شدن در کتابی که به امام علیه السلام عرضه شده و امام مؤلف آن را تأیید کرده اند، ذکر شدن آن در کتاب هایی که در بین علمای گذشته شایع بوده است. و این قرینه ها با بیشتر احادیث مذکوره در کتاب های علما همراه است.
6. اگر علمای اعلام روایتی را از شخصی واقفی مذهب نقل کرده اند، برای این کار وجه وجیهی در نظر داشته اند و نمی توان قدح در عمل ایشان کرد. از جمله ممکن است آن شخص واقفی قبل از واقفی شدنش آن اصل و یا روایت را نقل کرده است چرا که راویان بلافاصله بعد از شنیدن روایت از امام علیه السلام آن را ثبت می کردند اند تا فراموش نشود.
7. روایت بعضی از اصحاب از ائمه علیهم السلام، مفید علم است به خصوص اگر در کتاب های معتبر ذکر شده باشد. و مرسل در این گونه احادیث، همچون مسند است.
8.. کتب اربعه، همه از اصول چهارصدگانه بوده و صحیح و قابل عمل کردن می باشند.
9. احادیث آحاد، اگر علامت و نشانه و قرینه ای همراه آن ها باشد، صحت آن ها یقینی است.
10. معظم فقه در مذهب، احادیث متواتره و ضرورت مذهب است.
11. احادیثی همچون احادیث حضرت عسکری علیه السلام نیز اگرچه به اندازه ی شهرت احادیث کتب اربعه نیست، ولی بر اموری که باعث قطع به احادیث می شود مشتمل بوده و صحیح است.
12. از حضرت صادق علیه السلام چهارهزار نفر روایت نقل کرده اند و همه ی آن ها صحیح است. و از زمان امیرالمؤمنین علیه السلام تا زمان حضرت عسکری علیه السلام، چهارصد کتاب از احادیث جمع آوری شد و اصول اربعمأئه، همان کتاب ها است.
باری، در کتاب رجال میرزا محمد، شش هزار کتاب نام برده شده است که همه ی آن ها در زمان ائمه علیهم السلام و درزمان غیبت صغری و اوایل غیبت کبری نوشته شده است. و ثقات و ممدوحین در آن ها از علمای شیعه و راویان ایشان، بیش از هزار و پانصد نفر است. و راویان نامبرده شده به طور کلی، بیش از هفت هزار نفر هستند که بیشتر ایشان از اصحاب ائمه علیهم السلام بوده اند و بقیه هم در زمان غیبت امام علیه السلام بوده اند. و بسیاری از ثقات و ممدوحین توسط ائمه، صد کتاب یا دویست و یا سیصد کتاب جمع آوری کرده اند.
المقدمة الخامسة (مقدمه پنجم):
بیست و دو دلیل بر صحیح بودن احادیث کتاب های ذکر شده: باز هم شیخ حر عاملی در همان کتاب (هدایة الامة) قسمتی را به ذکر کردن دلیل هایی اختصاص می دهد که به وسیله ی آن ها صحت احادیث کتاب های معتبر شیعه روشن می شود. آن دلیل ها عبارتند از:
1. برای همه مشخص شده است که احادیث این کتاب ها در زمان ائمه و به دستور ایشان نوشته و جمع آوری شده است و بیش از سیصد سال اصحاب ائمه چنین می کردند و از کتاب های پیشینیان به کتاب های آیندگان منتقل می شدند و بنابر دستور ایشان علیهم السلام به این احادیث باید عمل کرد و حتی دادن این دستور تا زمان غیبت کبری ادامه داشت.
2. برای همه مشخص است که شیعه کتاب های معتبری داشت که ائمه علیهم السلام به عمل کردن به آن ها دستور داده بودند و آن کتاب ها باقی بود تا زمان مؤلفین کتب اربعه و ایشان می توانستند میان کتاب های معتبر و غیر معتبر تمیز دهند و هرگز تقصیر و قصوری نداشتند و ما نیز به ایشان اعتماد داریم. زیرا ثقة الاسلام (مرحوم کلینی) و رئیس المحدثین (شیخ صدوق) و رئیس الطائفه (شیخ طوسی) و امثال ایشان کجا و ظن و گمان ها ی نابجا درباره ی ایشان کجا؟!
3. مقتضای حکمت خدایی و مهربانی پیغمبر و ائمه به شیعیان این است که نسل های آینده از شیعیان، از نظر اعتقادی ضایع نشوند و کتاب های معتبری را برای عمل در دست داشته باشند. و مصداق این اقتضا، این کتاب ها و جواز عمل به آن هاست.
4. بیان شد که ائمه علیهم السلام اصحاب خود را به نوشتن و گردآوری احادیث و عمل به آن ها امر می کردند (چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت) و همچنین بیان شد که اکثر کتاب های تألیف شده در آن وقت، الان موجود است. در نتیجه عمل کردن به آن ها همان راهی است که دستور فرموده اند بلکه به تواتر رسیده است که به غیر این کتاب ها نباید عمل کرد. (توضیح در بخش مقدمات و قضاء همان کتاب)
5. احادیث بسیاری رسیده است دالّ بر صحیح بودن آن کتاب ها و عرضه شدن آن ها به ائمه به طور عمومی و یا خصوصی. و بیشتر آن احادیث در نزد کلینی و صدوق و شیخ طوسی بود و بعضی از آن احادیث تا امروز باقی است.
6. بیشتر این احادیث درکتاب های اصحاب اجماع و کتاب های اشخاص ثقه در نزد ائمه بوده است و دلیل بر این مطلب در کتب اربعه و دیگر کتاب ها ذکر شده است.
7. اگر احادیث ما از این کتاب های صحیح ثابت به وسیله ی تواتر و قرائن گرفته نشده باشد، بیشتر احادیث غیر قابل اعتماد بوده و عادت، دلالت بر بطلان آن ها دارد و حال آن که ائمه و علمای شیعه هرگز در امر دین تسامح نداشتند و راضی به گمراهی شیعه نبودند.
8. شیخ طوسی و سایر علما به احادیث صحیح و ضعیف(اصطلاح متأخرین) عمل می کردند و اگر قرینه برای اثبات صحیح بودن حدیث ضعیف نمی یافتند عمل نمی کردند.و بیشتر به روش های ضعیف عمل می کردند تا روش های صحیحی که وجود داشت. پس این اصطلاح جدید (ضعیف) ضعیف بوده و احادیث به مطلب مذکوره دلالت دارد.
9. با مراجعه به وجدانی دینی خود، می یابیم که به شهادت علمای شیعه درباره ی صحیح بودن احادیث کتاب های مشهوری که از اصول صحیح عرضه شده به ائمه، می توان اعتماد کرد. و تعجب از کسانی است به قول ابوحنیفه و یا هر عالمی از شیعه یا سنی اعتماد کامل کرده ولی وقتی به فرمایشات ائمه می رسند توقف می کنند و گمان می کنند که به جز ظن و گمان چیزی حاصل نمی شود.!
10. با ضرس قاطع می توان گفت که بسیاری از راویان در ذکر روایت دروغ نگفته اند و همچنین می توان گفت که ایشان ...
11. روش علمای قدیم از ائمه علیهم السلام گرفته شده است (چرا ائمه به آن روش امر کرده و به عمل کردن بهآن دستور فرمودند) و شیعه حدود هفتصد سال به آن عمل می کرد. و اینک این اصطلاح جدید (ضعیف، حسن،...) مستحدث است. پس راه منحصر در عمل کردن به روش علمای قدیم است.
12. روش علمای قدیم، جدای از روش اهل سنت است و حال آن که روش متأخرین موافق با روش ایشان (اهل سنت) می باشند. بلکه اصطلاح ایشان از کتاب های اهل سنت گرفته شده است. در صورتی که ائمه علیهم السلام دستور داده اند که باید از روش سنی ها دوری کرد. (احادیث دالّ بر این مطلب در همین کتاب "هدایة الامة" ذکر شده است)
13. این اصطلاح جدید، در واقع تهمت زدن به همه ی اصحاب ائمه و بیشتر علمای شیعه است. و این مطلب را محقق در کتاب اصولش ذکر کرده است.
14. این اصطلاح جدید، در واقع ضعیف شمردن بسیاری از احادیث است که از اصول مجمع علی صحتها گرفته شده. چرا که بعضی از راویان این احادیث، ضعیف و یا جاهل بوده اند. ..
15. اگر نمی توان به شهادت ایشان درباره ی صحت این احادیث اعتماد کرد، پس به جرح و تعدیل ایشان درباره ی راویان نیز نمی توان اعتماد کرد. چرا که جرح و تعدیل یک راوی، بسیار مشکل تر از شهادت درباره ی صحت حدیث است زیرا توقیق امری عقلی و مخفی است.
16. این اصطلاح جدید در زمان و توسط علامه حلی و احمد بن طاوس به وجود آمد و این مسئله ای اصولی بوده و با توجه به احادیث نهی که متواتر است، عمل کردن به آن جایز نیست و آن ها هم دلیلی قطعی ندارند. و در حدیث هم رسیده است: شر الامور محدثاتها و فرمودند: علیکم بالتلاد و ایاکم و کل محدث. (التلاد:کل مال قدیم من حیوان او غیره؛ لسان)
17. موضوع تقسیم احادیث درباره ی خبر واحد خالی از قرینه است. و اعتراف و شهادت علما بیان شد که این احادیث محفوف به قرینه ها بوده و بعضی از آن ها متواتر است. پس تقسیم، با وجود تواتر و قرینه ها صحیح نمی باشد.
18. اجماع شیعه، بر خلاف این اصطلاح جدید است و عمل ایشان در طی هفتصد سال غیر این است گذشته از آن که معصوم در آن وقت در اجماع حضور داشت. چنانکه شیخ طوسی و محقق سبزواری و دیگر علما ذکر کرده اند.
19. اهل ثقه وقتی که به ثبوت حدیثی علم پیدا کردند و آن را از شخص مجهول و یا ضعیفی نقل کردند، تفاوتی با حالت مشافهه ی ایشان ندارد که مستقیم از امام بگیرند. زیرا احادیثی بسیار با عمومیت و تواتر رسیده است که امر فرموده اند به روایت ثقه رجوع کن به خصوص اگر راه های زیادی برای حصول یقین و علم در نزد ایشان وجود داشته باشد. و روایت روای ثقه از کتاب معتقد داخل در عمومیت آن احادیث می شود.

ادامه دارد