حال و هوای کوچه غم آلود و درهم است...پرچم به اهتزاز درآمد محرم است/

خلاصه منبرهاى محرّم الحرام سال 1418 هـ.ق

 

حسـين، كعـبه‏ى دل‏ها

 حضرت امام حسين  عليه‏السلام از نظر ظاهر، فرزند دوم حضرت على بن ابى‏طالب  عليهماالسلام و فاطمه زهرا  عليهاالسلام است. داراى ويژگى‏ها و كمالاتى بوده كه همه، آن كمالات را مى‏ديدند و او را بواسطه‏ى آن كمالات ممتاز مى‏دانستند. آن بزرگوار، در شش ماهگى، روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، به اين جهان فانى قدم گذارد. و از ميان آن همه فضائل همين بس كه روزى رسول خدا  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در ميان اصحاب دست حسنين  عليهماالسلام را گرفته و فرمود:

 مَنْ وَدَّنى يا قَوْمِ اَوْ هذيْنِ اَوْ

 اَبَوَيْهِما فَالْخُلْدُ مَسْكَنُهُ مَعى

 اما حسين، از نظر باطن، حقيقت ديگرى است و كسى نمى‏تواند به حقيقت حسينى پى ببرد. درباره‏ى او هرچه را كه مى‏دانيم، به بركت فرمايشات ائمه  عليهم‏السلام و تفاسير بزرگان اعلى اللّه مقامهم است كه ايشان نيز به اندازه‏ى فهم و قابليت ما حقايقى را بيان فرموده‏اند. و ما شاكريم كه بحمد اللّه در معرض اين فرمايشات قرار گرفتيم تا بتوانيم قدرى خود را به حسين  عليه‏السلام نزديك كنيم و از مصيبات وارده بر ابى‏عبداللّه به اندازه‏ى نَمى از يَم، با خبر شويم:

 ذات لايُدْرَكِ حق را كه كند درك بصر

 آن‏چه ادراك كنند اهل بصيرت اين است

غرق در حضرت حق هستى و حق در تو غريق

 قبله‏ام روى حسين است و همينم دين است

 خدا، براى اين‏كه كسى دسترسى به او نداشت، خانه‏اى در زمين قرار داد كه ما با توجه به آن و اقبال به سوى آن، به سوى او رو كرده باشيم و به اين وسيله، عبادت او را به جا آوريم. و اين خانه، سرچشمه‏ى تمام فيوضات جسمى است كه به خلق مى‏رسد كه خلق (چه انسان‏هاى وارسته و نيكوكار و چه انسان‏هاى بدكردار)، با زيارت اين خانه منافعى براى ايشان حاصل مى‏شود كه خدا هم خبر داد و فرمود ليشهدوا منافع لهم. اين خانه، در اين عالم ظاهر بنا شده است و مقابل است با «بيت المعمور» كه خانه‏ى خدا است در آسمان‏ها كه ملائكه دور آن مى‏گردند؛ چرا كه ايشان نيز دسترسى به خدا ندارند. و باز بيت المعمور، مقابل است با عرش خدايى. اين خانه‏ى ظاهرى سنگ و گلى در اين دنيا، داراى فضائل بى‏شمارى است كه در احاديث و فرمايشات ائمه  عليهم‏السلام موجود است. از مسلّميات مكتب تشيع اين است كه خدا در كعبه نيست كه ما به گرد او بگرديم بلكه خدا افاضه‏ى فيض مى‏فرمايد به اين بقعه و از آن به ساير بقعه‏هاى زمين و ساير مخلوقات. و كيفيت آن افاضه، براى ما روشن نيست. و دليل انتخاب كعبه براى سرچشمه‏ى فيض بودن، .....

 

ادامه نوشته

شما چه می گویید؟

"روشنفکری"

چندی پیش در اینترنت مقاله با عنوان "فتنه ای به نام: رکن چهارم" دیدم. چون به آن سایت فراوان رجوع می شد و نویسنده مقاله نیز شخصی آگاه بود خواستم دلیل آن که رکن چهارم (رکن رابع) را فتنه می داند مشخص کند. وی همکاری کرده و بنده نیز به پرسش های او جواب می دادم. پرسش ها و پاسخ ها در انتهای همان کامنت وجود دارد. تا آن که دیدم واژه ی "فتنه" را از عنوان حذف کرده است!

عکس: عنوان مقاله پیش از گفتگوی اینترنتی

aghayed

عکس: عنوان مقاله پس از گفتگوی اینترنتی

aghayed

البته عکسی که قرار داده شده شاید چندان گویا نباشد ولی انصاف آن بود که "عکس" را هم تغییر می داد...

--------------------

با دیدن این جریان اندیشیدم که پنجره های "فطرت" به روی اشخاصی باز است که "بخواهند" و اگر کسی نخواهد نه "حکمت" و نه "موعظه" و نه "مجادله" سودی نخواهد بخشید. به امید نورانی شدن جو زمین از اشعه های خورشید فطرت اولیه!....

 

درنگ

وقتی "گمان" کردند که "دریافتند"...

گفتار شیخ احمد احسائی و دیدگاه های وی در رشته های گوناگون دین و همچنین در رشته های فنون گوناگون سبب شده است که افراد بسیاری به بررسی این گوهرهای ناب بپردازند.

از اندیشمندان شرقی (در کشورهای اسلامی - عربی) تا فیلسوفان غربی (همچون هانری کربن فرانسوی) نظریه ها و تحلیل های خود را نسبت به گفتار شیخ احسائی بیان کرده و کتاب ها چاپ کردند.

نکته ی مهم آن است که هر یک از ایشان گمان می کند که سخنان "شیخ" را فهمیده و به حقیقت فرمایش ها نائل شده است. اما این تمام ماجرا نیست.

ایشان یک تنه در برابر این دریای مواج قرار گرفته و فقط و فقط "نظریه خود و تحلیل خود" را چاپ کردند و هرگز و هرگز نزد "تحلیلگران حقیقی" فرمایش های شیخ نرفتند. از این جهت شخص مستبصر با توجه به مفاهیم عمیق فرمایش های شیخ می یابد که گاهی در تحلیل ها گژرویهایی انجام شده است و در مواقعی - حتی - خلاف قصد آن بزرگوار برداشت شده است.

از یکی از نویسندگانی که خود احسائی بوده و اخیرا به بررسی نظریه های شیخ احسائی پرداخته و کتاب ها و مقاله هایی ارائه کرده است، کتابی دیدم که در آن فلسفه ابن رشد را با فلسفه شیخ احسائی مقایسه کرده و تحلیل ها و بررسی های خود را ارائه داده است. با  نگاهی مختصر به این کتاب که با نام {فیلسوفان ثائران} منتشر شده است دریافتم که برای مقایسه میان این دو فلسفه خود را به تکلف شدیدی انداخته و در برخی از موارد به ناکجاآباد رسیده است. مقاله های گوناگون وی (همچون مقاله هایی با عنوان های: شیخ احسائی و متا فیزیک و یا: تقریر جدیدی از مفهوم زمان در گفتار شیخ احسائی و ...) نیز خالی از اشکال نیست.

باید آنچه خود دریافتیم را به شارحین و مفسرین اصلی فرمایش ها ارائه کنیم و اگر مطابق با شاخص ها و موازین دینی - مکتبی بود ارائه دهیم: نه آن که آنچه عقل ناقص دریافت - بی ارجاع به عقل مستنیر - بر آن بت کرد.

و السلام علی من اتبع الهدی

غدیر

جستاری کوتاه درباره ی غدیر خم:

عید سعید غدیر خم از دیدگاه مکتب استبصار