هانري كربن گفت؛ انگار نگفت!

این هفته به مطالعه کتاب هانری کربن: آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی پرداختم. این کتاب توسط داریوش شایگان نگاشته شده است. در قسمت اول كتاب طي پنج فصل به بررسي حالات سير و سلوكي هانري كربن پرداخته است. در فصل چهارم وداريوش شايگان پنجم، به دو مقوله ي متافيزيك و عالم مثال و مسير حركت آشنايي كربن با عالم ايراني - اسلامي اشاره دارد. اين سير در قسمت دوم كتاب و سوم كتاب بيشتر هويدا مي شود. آنجا كه با ژرف نگري خاصي به مسئله ي ملا صدرا، ابن رشد، ابن سينا، سهروردي و خورنه مي پردازد. بحث اگزيستانسياليسم، بحثي مفصل است كه در اواخر قسمت سوم كتاب مورد بررسي قرار مي دهد. به بهانه ي بررسي شخصيتي هانري كربن، به مباحث فلسفه، عرفان و تصوف مي پردازد. گاهي خاطرات نويسنده ي كتاب را در قسمت هاي مختلف مشاهده مي كنيم - چرا كه وي خود از هم جواران و دوستان كربن بوده است -. حجاب - به معناي اصطلاحي عرفاني -، تخيل، بررسي گفتار ابن عربي و نيايش، از آخرين جستارهاي اين كتاب است.

كتاب زيبا تدوين شده است و به مسئله ي سير بحث احترام گذارده و كم كم در مسائل غور كرده است. اما آنچه بايد به آن پرداخت، مسئله اي ديگر است.

كتاب به زبان فارسي ترجمه شده است. لازم است این نکته را یادآور شوم: برای بت کردن بر آنچه در ادامه می خوانید نیاز است که "متن اصلی کتاب به زبان فرانسوی" را ببینم. آنچه می خوانید فقط یک "احتمال قوی" است.

ترجمه اي كه از اين كتاب در دست است، سبب شد پرسش هايي در ذهن من به وجود آيد. يكي از پر رنگ ترين پرسش ها اين است: چرا در اين ترجمه به آشنايي هانري كربن با آثار شيخ احمد احسائي اشاره اي نشده است؟!...

جواب اين پرسش - لا اقل - براي خود من مشخص است. شخصي همچون داريوش شايگان، با اين همه بررسي هايي كه درباره ي طرز تفكر كربن و سير "سير و سلوك" او دارد، بعيد است كه به اين مبحث نپرداخته است. چاره اي نمي ماند جز آن كه بگوييم: س ا ن س و ر از عقايد و تفكرات كربن. مگر مي شود كتاب "ارض ملكوت" كربن را ناديده گرفت؟ كتابي كه بخش عمده اي از اين كتاب درباره ي عقايد شيخيه است. مگر مي شود كتاب "نظرة فيلسوف" ترجمه خليل زامل - از فرانسوي به عربي - را ناديده گرفت؟ آنجا كه بخش مستقلي را درباره ي عقايد شيخيه ذكر مي كند. مگر مي شود تعريف هانري كربن را از كتاب "ارشاد العوام" ناديده گرفت؟ آنجا كه مي نويسد: "اين كتاب يعني ارشاد العوام، با انديشه اي ژرف و بديع، چشم اندازهاي فراواني به روي خواننده مي گشايد" (ارض ملكوت، ترجمه دهشيري، ص ۱۱۳). و تعریف وی از صاحب ارشاد العوام را: "شخصيتي‌ بزرگ‌ و خارق‌ العاده‌ بود، بر تمام‌ فرهنگ‌ روحاني‌ و علوم‌ مذهبي‌ محيط‌ زمان‌ خود احاطه‌ داشت‌، و اگر بخواهيم‌ مقايسه‌ كنيم‌، به‌ يكي‌ از نوابغ‌ شهير عالم‌گير قياس‌ مي‌شود كه‌ استعداد فوق‌ العاده‌ براي‌ همه‌ چيز دارند؛ نظير نوابغ‌ بزرگي‌ كه‌ در دوره‌ي‌ رنسانس‌ در اروپا پيدا شدند". چگونه است كه در ترجمه ي كتاب "هانري كربن: آفاق تفكر معنوي در اسلام ايراني" به تحقيقات و پژوهش هاي او درباره ي عقايد شيخيه اشاره اي نشده است؟! لا اقل اشاره به علماي شيخيه كه در ايران بوده اند كه از نام كتاب هم تعدي صورت نگيرد.

چاره اي باقي نمي ماند جز آن كه بگوييم در ترجمه حذفياتي وجود دارد. نكته اي كه اين نظريه را قوت مي بخشد، عبارتي است كه مترجم در مقدمه ي خود بر كتاب نگاشته است. او نوشته است:باقر پرهام، مترجم كتاب

"اين را هم بگويم كه سه كتاب نخست اين مجموعه از روي متن ماشين شده ي مولف و پيش از انتشار كتاب به زبان فرانسوي ترجمه شده و در اختيار ناشر ايراني قرار گرفته است. به همين دليل، متن فارسي، در اين سه كتاب نخست، ممكن است تفاوت هايي با متن فرانسوي داشته باشد. اما تفاوت هاي ديگري هم در كل كتاب هست كه نتيجه ي تصميم گيري هاي مشترك ماست: نخست مولف، سپس ناشر و سرانجام خود من كه مترجم كتاب باشم. گفتيم كاري كنيم كه حاصل را بتوان عرضه كرد. از آن گناه كه خيري رسد به غير چه باك." (ص ۶).

من از اين عبارت ها بويي جز "حذف" به مشامم نمي رسد. باز هم تاکید می کنم که آنچه خواندید یک احتمال قوی است چرا که قرینه هایی وجود دارد اما سخن آخر را متن اصلی کتاب مذکور خواهد گفت. اینک به دنبال اصل کتاب به زبان فرانسه هستم. اگر به آن دسترسی دارید فهرست آن نیز کفایت می کند. در هر صورت این نوشته "نگاه اول"ی بود به یک اثر.