اسعد الله ايامك يا مولانا يا بقية الله في ذكري بعثة رسول الله – صلي الله عليه و آله - . /تریبون
عرایض معتقد در شب شنبه، شب مبعث، 27 رجب المرجب 1431 (18 تيرماه 1389) - با اندکی تغییر -:
مبعث، دميده شدن روح در كالبد عالم، به وجود آمدن امت اجابت، يادآور مائه ثانيه، مقدمه اظهار ركن رابع مبارك باد.
بعثت از ديدگاه مكتب استبصار
در ذيل اين عنوان مي توان به چند ديدگاه اشاره كرد:
1- موقعيت مبعث در هستي: همان گونه كه در حكمت محمد و آل محمد – عليهم السلام – ثابت شده است، انسان و عالَم كاملا با هم مطابق هستند. تمام جريان هايي كه در انسان وجود دارد (از دوران جنيني، تولد و مراحل رشد) درباره عالَم نيز پياده مي شود. حضرت اميرالمومنين – عليه السلام – فرمود: آيا گمان مي كني كه تو – اي انسان – فقط يك جرم كوچك هستي و حال آن كه در تو يك جهاني پيچيده و قرار گرفته است:
أ تزعم أنك جرم صغير و فيك انطوي العالم الاكبر
اين عالم نيز مانند انسان دوران جنيني را طي كرد: هر شریعتی که در عالم بیان شد، طی شدن مرحله ای از مراحل رشد عالم بود. به این معنا که عالم در زمان هر یک از انبیا به حسب شعور شریعتی، به منزله ی یکی از مراحل رشد انسان (در حال جنینی و بعد از آن) بود. و این سخن تشبیه نیست، بلکه حقیقت امر چنین است و چون این مختصر گنجایش آن را ندارد، از ذکر دلیل های آن معذوریم.
شریعت حضرت آدم = عالم به منزله: نطفه؛ شریعت حضرت نوح = عالم به منزله :علقه؛ شریعت حضرت ابراهیم= عالم به منزله: مضغه؛ شریعت حضرت موسی = عالم به منزله :عِظام؛ شریعت حضرت عیسی = عالم به منزله: اکساءِ لحم؛ شریعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) = به منزله : دمیده شدن روح در کالبد عالم؛ و غدیرخم وامامت حضرت امیر علیه السلام= تولد عالَم و تعلق نفس انسانی به عالم.
پس شريعت رسول خدا، موقعيتي ويژه دارد چرا كه جهان از دوره ظهور جماديت و نباتيت گذشته و آماده شده است تا آثار روح در او آشكار شود.
درباره اين نكته – كه با توجه به احاديث است – و در مكتب استبصار بيان شده است، در كتاب ارشاد العوام مي خوانيم: "جهان قابل آن شد كه روح شرع خاتم پيغمبران – صلي الله عليه و آله – در تن آن دميده شد و چنان كه روح از وقتي كه دميده مي شود تا وقت مردن باقي است و تغيير و تبديل در آن راه ندارد هم چنين شرع پيغمبر – صلي الله عليه و اله – باقي است و نسخ نمي شود تا وقت مردن عالَم.
2-ديدگاه ديگر مكتب استبصار درباره واقعه عظيمه "مبعث" آن است كه همان گونه كه براي انسان نياز به مبدء است عالم هم نياز به مبدء دارد. و در حقيقت مبدء، همان پدر است كه از آن به وجود مي آيد و بايد تابع آن باشد. در كتاب ارشاد العوام درباره ي اين ديدگاه مي خوانيم: "بعد از بعثت تا ظهور، همه فرزندان روحاني پيغمبرند – صلوات الله عليه و آله – و بايد ابا عن جد (بعدي ها از گذشتگان) از "او" بگويند و روايت "او" را بيان كنند و احدي را جايز نيست كه مبدء شده و چيزي اختراع كند كه در كتاب و سنتِ "او" نباشد". اين نيز ديدگاه مهمي است كه مكتب استبصار نسبت به جريان بعثت دارد.

3-ديدگاه ديگر، بعثت رسول خدا – صلي الله عليه و آله – يادآور "مائه ثانيه" است. درباره مائه ثانيه در گذشته مطالبي نوشته ام كه در عنوان زير مطالعه كنيد:
جایگاه شیخ اوحد شیخ احمد احسائی در نظام شریعت
4-در امتداد ديدگاه قبلي، مسئله ركن رابع مطرح مي شود. همان گونه كه در جريان غدير به مسئله ركن رابع اشاره فرمود، هدف از بعثت نيز رسيدن به آن اموري است كه در غدير خم بيان كرد و يكي از موارد مطرح شده در واقعه غدير خم، مسئله "ركن رابع" است. به موقعيت ركن رابع در "عيد غدير" توجه فرماييد. همان موقعيت در بعثت رسول خدا نيز وجود دارد:
اگرچه مسئله ی اصلی و محور اصلی در غدیر، بحث امامت و وصایت امیرالمؤمین علیه السلام است ولی باید توجه داشت در کنار این اصل اساسی و مهم، اصل چهارم دین – رکن رابع – نیز گوشزد می شود تا امت اجابت، با این رکن نیز آشنا گردد. این رکن چنان مهم و حساس است که بلافاصله بعد از امامت مطرح شده و به طوری بیان شد که گویا هیچ فاصله ای میان این دو رکن وجود ندارد. با توجه به خطبه ی روز غدیر، می یابیم که بخش ویژه و مستقلی به این بحث اختصاص یافته است. برای آشنایی بیشتر نصّ این بخش از خطبه را به زبان اصلی – عربی – ذکر کرده تا چشم ها نورانی و قلب ها کسب معرفت کنند:

معاشر الناس أنا صراط الله المستقيم الذي أمركم باتباعه ثم علي من بعدي ثم ولدي من صلبه أئمة يهدون إلى الحق و به يعدلون ثم قرأ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ إلى آخرها و قال في نزلت و فيهم نزلت و لهم عمت و إياهم خصت أولئك أولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ألا إن حزب الله هم الغالبون ألا إن أعداء علي هم أهل الشقاق و النفاق و الحادون و هم العادون و إخوان الشياطين الذين يوحي بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا ألا إن أولياءهم الذين ذكرهم الله في كتابه فقال عز و جل لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إلى آخر الآية ألا إن أولياءهم الذين وصفهم الله عز و جل فقال الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ألا إن أولياءهم الذين وصفهم الله عز و جل فقال الذين يدخلون الجنة ءامنين تتلقاهم الملائكة بالتسليم أن طبتم فادخلوها خالدين ألا إن أولياءهم الذين قال لهم الله عز و جل يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ... بِغَيْرِ حِسابٍ ألا إن أعداءهم يصلون سعيرا ألا إن أعداءهم الذين يسمعون لجهنم شهيقا و هي تفور و لها زفير ألا إن أعداءهم الذين قال فيهم كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها الآية ألا إن أعداءهم الذين قال الله عز و جل كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ ألا إن أولياءهم الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ معاشر الناس شتان ما بين السعير و الجنة عدونا من ذمه الله و لعنه و ولينا من مدحه الله و أحبه).
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
بسم الله الرحمن الرحیم